یک افطار

تو هم مثِ من امشبو دعوتی

به‌نظر می‌آید استودیو
گلستان در خیابان هدایت به دلیل داشتن استودیویی مجهز و فضای مناسب برای دکور و
البته دسترسی آسان برای مهمانان برنامه، انتخاب خوبی برای ساخت یک برنامه زنده
باشد. داریوش کاردان در پنجمین اجرای این برنامه میزبان پدر و پسری عکاس است. طبق قراری
که در این برنامه با مهمانان گذاشته شده، ابتدا یکی از بستگان نزدیک مهمان وارد استودیو
می‌شود و با مجری گپ می‌زند. او این اختیار را دارد که از ده تا سوالی که روی یک
برگه بهش داده‌اند بدون لو دادن مهمان به سه تای آن جواب دهد. با این‌حال حدس
مهمان امروز تا حدی به دانستگی و هوش مخاطب برمی‌گردد چرا که آیتم معرفی مهمان با
نشان دادن عکس‌هایی از دفاع‌مقدس، ارتحال امام و صحنه‌های فوتبال و فوتبالیست‌‌های
شناخته شده کم‌کم این حدس را به یقین نزدیک‌تر می‌کند که مهمان امروز یک عکاس است و
درنهایت مهمان اصلی وارد می‌شود. علی کاوه همان‌قدر برای فوتبالی‌ها و ورزشکاران
شناخته شده است که برای خیلی از کسانی که بسیاری از رویدادهای سیاسی ایران مانند انقلاب
و جنگ را از دل عکس‌های به‌جامانده از آن زمان مرور می‌کنند آشناست. داریوش کاردان
با دعوت از علی کاوه حجت را تمام می‌کند و جمع سه نفره پدر و پسر و مجری به گفتن
خاطرات و نکته‌های جالب توجه از زندگی یک عکاس پیشکسوت می‌گذرد. مشخص است که وقتی
مجری برنامه یکی از پیشکسوت‌های طنز در تلویزیون باشد حرف‌های کلیشه‌ای و یکنواخت
اغلب برنامه‌های مناسبتی جای خودش را به گپ و گفتی صمیمی می‌دهد که مجری بذله‌گو‌یش
سعی می‌کند قلابش را به هرجمله‌ای که مخاطب را بخنداند گیر دهد. فضای شاد و صمیمی
برنامه در میان دکوری ساده و چشم‌نواز بیشتر به‌چشم می‌آید. ترکیب دو رنگ زرد و
فیروزه‌ای در پس زمینه سفید دو سن دایره‌ای که جایگاه مهمانان را مشخص می‌کند فضای
آرامی را به برنامه داده‌است. به نظر می‌آید در به کار نبردن بعضی از اشیاء و
المان‌های رایج امروزی در دکورهای مذهبی عمدی بوده و در خرج کردن این المان‌ها به
وجود حلقه‌ای بالای یکی از دایره‌ها که مزین به نقوش اسلیمی و آیات قرآن است اکتفا
شده است. هرچند بیشترین بار برنامه روی اجرای کاردان و مهمانانش است اما ساخت کلیپ‌ها
و پلاتوهای جذابی که با عنوان آن روز طراحی شده‌اند بین یکنواختی، تکرار و هویت
برنامه فاصله انداخته است.

ازین سفره‌ها معجزه دور نیست

سید حامد عقیلی تهیه کننده «شهرباران»
ایده اصلی این برنامه را توجه به بنیان خانواده می‌داند و معتقد است که در سال‌های
اخیر با ورود تکنولوژی به زندگی ما روابط اعضای خانواده با هم و سبک زندگی ایرانی تغییر
کرده است و سعی ما براین بوده در قالب فیلم کوتاه هر روز موضوعی را به خانواده‌‌ها
یادآور شویم و بعضی از رفتارهایی که به خانواده آسیب می‌زند را نقد کنیم. او
درباره روال معمایی حضور مهمان و کشف آن توسط مخاطب می‌گوید: همیشه شنیده‌ایم که
پشت سر هر مرد موفق یک زن موفق بوده است. ما می‌خواستیم یک جور فضای متفاوت در
معرفی مهمان داشته باشیم  و این فضا را هم
به دست خانواده درجه یک مهمان بسپاریم. تا اینجا که خیلی بازخوردهای خوبی گرفتیم.
با این‌حال مشکل ما در اجرای این ایده نگاه خاص افراد به محدود کردن خانواده‌شان
است به طور مثال بیشتر شخصیت‌های سیاسی تمایلی به حضور بستگان درجه یک‌شان مقابل
دوربین ندارند و در نهایت ما به آمدن همکار یا دوست آن‌ها رضایت می‌دهیم. با این
حال امیدواریم این تابو شکنی رخ دهد و مسئولان به این نتیجه برسند که حضور خانواده‌شان
مقابل دوربین آن‌ها را به مخاطبان نزدیکتر می‌کند. عقیلی که سال گذشته هم در مقام
کارگردان در شهر باران حضور داشته انتخاب اسم برای هر روز را یکی از خاص‌ترین
ویژگی این برنامه می‌داند و می‌گوید: ما این برنامه را مانند یک بسته معنوی برای
خانواده‌ها در نظر گرفته‌ایم. بسته‌ای سی و یک روزه که هر روزش با یک ویژگی مومن
شروع می‌شود. روز اول موضوع ما رحمت بود و روز دوم برکت، یعنی وقتی رحمت واسعه به
انسان رو کند برکت وارد زندگی‌اش می‌شود و روز سوم که مغفرت است با خودش شهامت را
که موضوع روز چهارم است را می‌آورد و هر روز مکمل روز قبل است و در نهایت وقتی به
روز سی و یکم یعنی عید فطر می‌رسیم جمع همه اینها
تقوا و پرهیزگاری می‌شود. این نام‌گذاری روزانه مبنای موضوع همه آیتم‌های
ما از گفت‌وگو با مهمان تا محور صحبت‌های حجت‌الاسلام رفیعی و فیلم کوتاه هم است. او
با اشاره به حضور مهرداد رایانی مخصوص به عنوان مشاور، یکی از اهداف این برنامه را
هم‌نوایی با نسل جوان و بیان دیدگاه‌‌هایی دینی با زبان امروز عنوان می‌داند و به
آیتم ذره و آفتاب اشاره می‌کند که در دو دقیقه به دغدغه‌ها و مسائل زندگی امروزی
خانواده‌ها با استفاده از سخنان حضرت علی (ع) می‌پردازد.

جعفر رضایی تهیه کننده دیگر
این برنامه هم که داخل استودیو هماهنگی‌های لازم را با تصویربرداران و مجری انجام
می‌دهد ماه رمضان را ماه جشن و شادی می‌داند و می‌گوید هرچند این برنامه در گروه
معارف شبکه یک بسته شده اما نباید فراموش کرد که برنامه‌های معارفی با استفاده از
جذابیت‌های رسانه‌ای باید نشاط و شادابی یک برنامه رسانه‌ای را حفظ کنند و نباید
این برنامه‌ها را برابر با ویژه‌برنامه‌های عزاداری و سوگواری دانست چرا که معارف یعنی
شناخت و آگاهی و هر شناختی با نشاط همراه است. به همین دلیل از اجرای آقای کاردان
تا انتخاب مهمان و دیگر موارد به هیچ وجه سعی نشده فضای غم‌انگیزی در برنامه حس
شود و مخاطب با لبخند برنامه ما را ببیند. رضایی با اشاره به ویژگی خاص اذان در
شهر باران می‌گوید: به جای گنجاندن تصاویر تکراری در هنگام پخش اذان، قصه‌ای
تصویری برای این بخش نوشته شده که با صدای سلیم موذن‌زاده این قصه روایت می‌شود قبل
از اذان هم قطعاتی موسیقی به نام مناجات پخش می‌شود.

اجرای مرد هزارچهره

با اینکه داریوش کاردان برای
ما یادآور کارگردانی و اجراهای طنز است اما در چند سال اخیر بازی در نقش‌های
متفاوت تاریخی مانند پدر غیاث‌الدین جمشید کاشانی در «نردبامی از آسمان»، جوانشیر
در «کلاه پهلوی» و هویدا در «معمای شاه» او را کمتر در معرض اجرا قرار داده است.
کاردان که با اجرای صندلی داغ‌اش بیشتر در ذهن مخاطب مانده و البته در ویژه افطار
«ماه من سلام» هم روزهای خوبی را کنار امیرحسین مدرس تجربه کرده است امسال به
عنوان مجری جلوی دوربین ظاهر شده و همه منتظرند وجه دیگری از داریوش کاردان که تا به
امروز کمتر دیده شده است را در شهر باران ببینند. صحبت‌های او با علی کاوه از
خاطرات انقلاب و عکاسی از امام (ره) شروع می‌شود. علاقه‌ کاوه به فوتبال و به طور
مشخص ورزشگاه شهید شیرودی (امجدیه سابق) که همه زندگی این عکاس بود راه را برای
شوخی کردن‌‌های کاردان باز می‌کند و او از عکسی که یک نفر لپ عابد زاده را گرفته
بوده و او آن لحظه را شکار کرده بود می‌پرسد. کاوه هم که پایه است خاطرات بیشتری
را از اتفاقات فوتبالی که برای همه جذاب است تعریف می‌کند. کاردان می‌گوید فرقی
نمی‌کند مهمان ما چه کسی باشد من آخر سر باید او را بخندانم و او با خنده افطار
باز کند. کارگردان «نوروز 72» و «جنگ 39» با اشاره به مهمان روز قبل، ابراهیم
شیرانی که از دو دست و صورت جانباز بود می‌گوید شاید بعضی ها اول برنامه فکر می‌کردند
که این قسمت برنامه چقدر غمناک و تأثربرانگیز می‌شود اما این جانباز پر از سرزندگی
و شادی بود و واقعاً مثل یه گوله نمک بود جوری روی برنامه اثر گذاشت که من جلویش
کم آوردم.

عکس من تو جیب همه ایرانی‌ها
است

علی کاوه، بیش‌تر از اینکه عکاس ورزشی باشد، عکاس
انقلاب و جنگ است.او تنها عکاسی است که از 12 بهمن 57 تا 14 خرداد 68 با دوربینش همراه
امام (ره) بوده و بسیاری از عکس‌های به یاد ماندنی امام (ره) را گرفته است. وقتی
به شوخی به کاردان می‌گوید عکس من تو جیب شما است، او تازه متوجه عکس امام (ره)
روی اسکناس‌ هزار تومانی  که او گرفته است
می‌شود. کاوه بازنشسته صداوسیماست، او تعریف می‌کند که سال 61 وقتی از طرف واحد سیاسی
خبر برای عکاسی به جماران رفته‌بود یک لحظه نزدیک‌تر می‌رود  تا از امام(ره) عکس‌هایی متفاوت بگیرد که از خوش
شانسی‌اش، ایشان صورت‌شان را به آرامی از راست به چپ و از چپ به راست حرکت می‌دهد
و او هم این لحظه‌ها را از دست نمی‌دهد و این‌طوری است که او صاحب زیباترین عکس‌ها
از امام (ره)  می‌شود. خاطرات ورزشی کاوه
هم کم نیست از مرد سال فوتبال شدن علی پروین در سال چهل و نه تا قهرمانی‌های پرسپولیس
و استقلال تا راه‌یابی تیم ملی به جام جهانی و شکار لحظه‌های دیدنی از ستاره‌های
فوتبال در طول سی چهل سال گذشته، با این حال همراهی پسرش با او که او هم شغل پدر
را انتخاب کرده و مدت زیادی عکاس ورزشی بسیاری از روزنامه‌‌های ورزشی و غیر ورزشی
بوده خاطرات این حرفه را بیشتر می‌کند.

 

و خدایی که
همین نزدیکی است
...

نگاهی به
ویژه‌های افطار در تلویزیون

اگر از قدمت برنامه جشن رمضان
که زیربنای اصلی‌اش در نیمه‌های دهه هفتاد در شبکه تهران زده شد، بگذریم شاید دیگر
شبکه‌ها تجربه برنامه‌سازی برای افطار را از دهه هشتاد شروع کرده باشند. برنامه‌های
مناسبتی‌ای که از سال 84 با «جزر و مد» با اجرای فرزاد حسنی آغاز شد. مجری باسوادی
که یک سال قبلش با برنامه ترکیبی «کوله‌پشتی» خودی نشان داده بود، مخاطبان زیادی را
جذب کرد. رمضان سال 85 برای فرزاد حسنی و تهیه‌کننده‌اش علی زاهدی هیچ‌گاه فراموش نخواهد
شد. چرا که در میانه برنامه «جذر و مد» آن سال که مانند سال گذشته تهیه شده بود، مجری
برنامه تغییر کرد و احسان علیخانی چهره جوان و تازه آشنا تا آن زمان اجرای برنامه افطار
را برعهده گرفت. علیخانی به شکل ماهرانه‌ای توانست برنامه را از ریزش مخاطب دور نگه
دارد و با اجرای منطقی و آرامش، سند اجرای چند سال بعد رمضان را هم به نام خود کند.
ار این‌جا بود که علیخانی در «ماه عسل» سال 86 هم ماندگار شد و سال بعد هم
اجرایاین برنامه را با عنوان «ماه محبوب» ادامه داد. البته او در سال 87 رقیبی به
نام «ماه من سلام» داشت که با اجرای متفاوت داریوش کاردان و امیرحسین مدرس مخاطبان
را مجبور به انتخاب می‌کردند. ویژه برنامه‌های افطار در سال 88 با «ماه عسل»
علیخانی و «نان و ریحان» شبکه تهران با اجرای محمد سلیمی و آرزو جعفرپور کلید
خورد. «نان و ماه»، «ماه من سلام» و «ماه عسل» ویژه‌های افطار رمضان 89 ماحصل تلاش
شبکه یک، دو و سه بودند که در این میان ماه عسل ثابت‌قدم‌ترین برنامه به حساب آمد
چرا که پخش آن تا رمضان سال‌های بعد ادامه پیدا کرد. «شهرباران»، «سیمرغ» و «بر
آستان جانان» به ترتیب از شبکه های یک، دو و تهران میزبان رمضان 91 بودند هرچند
ماه عسل 91 با اجرای علی ضیاء روی آنتن شبکه سه رفت اما علیخانی  سال 92 با ماه عسل به تلویزیون برگشت  هرچند او در کنار «شهر باران» ویژه افطار شبکه
یک و «کوی محبت» که با اجرای سید مصطفی موسوی روی آنتن شبکه دو رفت بی رقیب به نظر
می‌رسید.

/ 0 نظر / 34 بازدید