صید حقیقت از دریای بیکران اطلاعات

وی که فوق لیسانس زبانشناسی خود را در سال 56 اخذ کرده به خوبی با فضای رادیو  تلویزیون در دهه پنجاه آشناست و می‌گوید:« در ان زمان تلویزیون هم مانند دیگر سازمان‌ها و نهادها ترکیب متفاوتی از افراد را داشت اما بعد از واقعه هفده شهریور این دسته بندی ها پررنگ شد و موجی از اعتصاب در رادیو و تلویزیون راه افتاد به طوری که گارد شاهنشاهی با تانک به محوطه تلویزیون اعزام شد و مستقیما بر پخش برنامه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نظارت می کرد اما با نزدیک شدن به روزهای پیروزی انقلاب و استعفای بسیاری از مدیران، تلویزیون پایگاه خودش را نزد مردم از دست داد و در روز 22 بهمن با ورود کارمندان اعتصابی به محوطۀ سازمان و با پخش اولین پیام انقلابی با صدای جمشید عدیلی با این مضمون «این صدای راستین انقلاب است...» کارمندان و مدیران به تلویزیون برگشتند و نظام شاهنشاهی سقوط کرد. در همان روز شهید محلاتی به نمایندگی از امام (ره) مدیریت رسانه‌ای رادیو و تلویزیون را برعهده گرفت. یادم هست وقتی او به همراه گروهی از انقلابیون که سوار ماشین جیپ ارتشی بودند وارد محوطه اصلی شد نوار «خمینی ای امام » را پخش کردند و چند ساعت بعد هم آقای هاشمی رفسنجانی آمدند و نزدیک به دو ساعت برای کارکنان و مدیران سخنرانی کردند و بعد هم سرود «ایران ایران» با صدای رضا رویگری را پخش کردند.در بخش ما هم  تا چند ماه بعد که علی لاریجانی مدیر واحد مرکزی خبر را برعهده گرفت اوضاع آرام شد.»

با این حال نیاز به وجود یک فضای تبلیغاتی مثبت در خارج از کشور و ساماندهی بخش‌های خبری اخبار خارجی این نیاز را بوجود آورد که خبرنگاران متعهدی به دفاتر رادیو و تلویزیون در خارج از ایران اعزام شوند که عبدالرشیدی اولین خبرنگار در این عرصه بود. وی درباره چگونگی ورودش به این فضا می‌گوید:«در ان زمان اغلب خبرنگاران دفاتر و نمایندگی ها را رها کرده بودند و موضوع حساس برانگیز شده بود تا اینکه از سوی دکتر علی لاریجانی به عنوان خبرنگار در دفتر لندن انتخاب شدم. از ابتدا بنا را براین گذاشتم که علاوه بر تهیه خبر و گزارش با شخصیت های مهم سیاسی هم ارتباط برقرار کنم. در فاصله یک سال ماموریتم  علی‌رغم نبود امکانات و نیروها با کمک شهریار بحرانی (کارگردان سریال مریم مقدس) که در آن زمان در لندن دانشجو بود چند گزارش مهم تهیه کردم که اعتصاب و مرگ بابی ساندز رهبر انقلابون ایرلندی یکی از آن‌ها بود.»

عبدالرشیدی پس از بازگشت به ایران در سال 1360 به عنوان مدیر اخبار خارجی در سازمان مشغول به کار می‌شود و با توجه به تسلطش به زبان انگلیسی کمک زیادی به بالا بردن سطح کیفی نمایندگی‌های خارج از کشور می‌کند. ضمن اینکه او مسئولیت پوشش خبری بسیاری از نشست‌های سالانه در سازمان ملل و اجلاس غیر متعهد‌ها را هم برعهده می‌گیرد. در سال 1364 بار دیگر به عنوان خبرنگار به لندن اعزام می‌شود و این ماموریت هشت سال طول می‌کشد. به اعتقاد او این دوره جزء پرخبر ترین دوره‌های اروپا در دهه هشتاد بود. موضوع وحدت اروپا و ایده بوجود آمدن اتحادیه کشورهای اروپایی، ظهور سوسیالیسم در فرانسه، دوره حکومت مارگارت تاچر،و در نهایت سقوط دیوار برلین و فروپاشی اتحاد شوروی فرصت خوبی برای تهیه گزارش و خبر به او داد.با این حال یکی از مهمترین محورهای کار او در لندن پوشش اخبار جنگ تحمیلی و انعکاس آن در خارج از ایران بود. او در این باره می‌گوید:« با توجه به اینکه ما کشورهای اروپایی را در جنگایران و عراق بی‌طرف نمی‌دانستیم تمام تلاش من بر این بود که بازتاب خبرهای مربوط به جنگ را رصد کنم و با تحلیل مناسب مقالاتی در این باره منتشر کنم و با پوشش خبری اعزام مجروحان شیمیایی به اروپا واکنش‌هایی را در سطح منطقه بوجود بیاورم. از طرف دیگر علاوه بر برپایی نشست‌های بین‌المللی درباره جنگ و گنجاندن سوالاتی مربوط به حملات شیمیایی، کاهش قیمت نفت، فشار قدرت‌های سیاسی دنیا و ماهیت رژیم صدام در تمام گفتگوهایم با رئیس جمهورهای دنیا و افراد سرشناس سیاسی آن‌ها را متوجه نابرابری در این جنگ و دفاع مشروع ایران در مقابل این حملات بکنم.» هرچند با پایان جنگ روابط ایران با سایر کشورها آرام‌تر شد اما با رخ دادن موضوع سلمان رشدی و قطع رابطه ایران و انگلیس ارسال خبر و تهیه گزارش فرآیند دیگری به خود گرفت و عبدالرشیدی سعی کرد در این مدت با تهیه گفتگوهایی با مهمترین رهبران سیاسی و دینی دنیا برای صداوسیما از فرصت استفاده کند. به طوری که ماحصل حضور این خبرنگار در دفتر لندن از ابتدا تا سال 73،  تهیه 25 هزار خبر، 700 گزارش کوتاه  و 50 گزارش بلند تلویزیونی بوده‌است. ضمن اینکه روحیه خبرنگاری به او این امکان را داده تا تمام دیده‌ها و شنیده‌ها در دوران کاری‌اش را به صورت مکتوب منتشر کند که ماحصل این کار تالیف و ترجمه 25 جلد کتاب در حوزه تاریخ، سیاست و فرهنگ شناسی بود و البته بخش مهمی از این آثار ماحصل گفتگوی او با شخصیت‌های مهم سیاسی، فرهنگی و تاریخی است.

عبدالرشیدی پس از آن با عنوان مشاور معاونت سیاسی مشغول به کار می‌شود در همان زمان با ارائه 27 طرح برنامه تلویزیونی و رادیویی تاثیراتی را در برنامه سازی می‌گذارد . مهمترین این طرح‌ها ایجاد بخش گفت‌وگوی خبری در شبکه دو سیما، راه اندازی برنامه صبحگاهی در شبکه یک (صبح بخیر ایران) با الگوی برنامه های سلام صبح بخیر که در پنجاه کشور دنیا اجرا می‌شدو طرح رادیو خبر با ترکیبی از خبر و موسیقی که منجر به راه اندازی رادیو پیام شد،است.  وی همچنین با پیشنهاد راه اندازی رشته ارتباطات در دانشکده صداوسیما که محمدرضا کاشانی خطیب ریاست آن را برعهده داشتند ادای دینی به دانشجویانی که دوست داشتند در این رشته تحصیل کنند کرد. هرچند این مجری پیشکسوت تلویزیون در سال 1373 بازنشسته می‌شود اما با دعوت مجدد به عنوان مجری فعالیت‌اش را در سازمان ادامه می‌دهد. او این دوره را مسیر جدیدی در زندگی‌اش می‌داند که فرصت مناسبی به او داد تا با اجرای برنامه «پرتو» به مدت هفت سال  اولین برنامه گفت‌وگو محوری که به شکل تخصصی با شخصیت‌های ایرانی و جهانی برجسته علمی، فرهنگی و هنری گفت‌وگو می‌کند را روی آنتن شبکه چهار بفرستد. اجرای برنامه‌های «شماوسیما» (شبکه یک)، «الف، ب، بورس» (شبکه بازار) و «اقتصاد ایران» (شبکه جام‌جم) هم در کارنامه این مجری برنامه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ثبت شده است.

عبدالرشیدی با نگاهی به سیر تنوع و تحول فعالیتش در صداوسیما پشتوانه فنی و علمی را یکی از خصوصیات مجریان و خبرنگاران موفق می‌داند و معتقد است که نیاز به تحقیق در زمینه‌های جامعه شناسی و روانشناسی رسانه ، مطالعه مداوم و علاقه و شیفتگی به کاری که انجام می‌دهیم می‌تواند موجب پیشرفت یک مجری و خبرنگار شود. به اعتقاد او خبرنگاری و اجرا از جمله مشاغلی است که نیاز به تجربه، مطالعه در دوره‌های متمادی دارد و جوانانی در این عرصه موفق‌اند که شیفته خبرنگاری یا اجرا باشند و شغل خود را دست‌کم نگیرند چرا که خبرنگاری در دنیا یکی از با اهمیت‌ترین مشاغل فرهنگی است.

او در مقایسه کلی دوره کنونی را پر از فرصت و امکانات برای پیشرفت در این حرفه می‌داند و معتقد است صداوسیما با بهره بردن از فناوری به روز دنیا این امکان را برای جوانان فراهم کرده که سطح علمی و اگاهی‌شان را افزایش دهند اما به نظرم تحقیق و مطالعه و پشت‌کار در یاد گرفتن نباید حلقه مفقوده حرفه خبرنگاری باشد.

************

در سال 2003 انتشار نام جعلی خلیج عربی در نقشه سالانه نشنال جغرافی یکی از اتفاقاتی بود که واکنش‌های زیادی را به همراه داشت. عبدالرشیدی در آن زمان در یک ماموریت یک ساله از سوی زنده یاد مهندس هنردوست جهت انجام گفت‌وگو با ایران‌شناسان، اسلام شناسان و فلاسفه اروپا به لندن رفته بود. او با یادآوری این خاطره می‌گوید:« به محض انتشار این نقشه و موج اعتراض ایرانیان با دفتر نشریه تماس گرفتیم و قرار یک گفت‌وگو با سردبیر آن را گذاشتیم. در این گفت‌وگو ایشان ضمن عذرخواهی از مردم ایران قول داد این اشتباه در تمام سایت‌های این نشریه اصلاح شود و در چاپ مجدد سالنامه هم نقشه خلیج فارس تصحیح شود. با گنجاندن این گفت‌وگو در کنار یک گزارش مفصل از پیشینه خلیج فارس و نگاه اروپایی‌ها به این موضوع و ارسال به موقع از طریق ماهواره به واحد مرکزی خبر و پخش چندباره آن از بخش‌های خبری اولین واکنش رسانه‌ای در تلویزیون شکل گرفت که هنوز هم از آن به عنوان یکی از موثرترین خاطره‌هایم یاد می‌کنم.»

 

*******

علی‌اکبر عبدالرشیدی از جمله مجریان با سابقه‌ای است که بیشترین گفت‌وگو با شخصیت‌های سیاسی جهان و ایران را در کارنامه خود ثبت کرده است. در سطح بین‌المللی گفت‌وگو‌های او با علی عزت بگوویچ ، فیدل کاسترو، خاویر پرز ده کوئه یار، پطروس غالی، نوری‌المالکی، جلال طالبانی، عمرو موسی،عبدالعزیز حکیم و ابراهیم جعفری از او یک خبرنگار بین‌المللی ساخته است. اما در این میان باید به گفت‌و‌گو‌های او با رئیس جمهورهای ایران در دوره‌های مختلف هم اشاره کرد. گفت‌وگو با رهبر معظم انقلاب در سال 1365 در زمان رئیس‌جمهوری ایشان در دو نوبت، گفت‌وگو با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در هر دو دوره ریاست جمهوری‌شان، گفت‌وگو با سید محمد خاتمی در هر دو دوره ریاست جمهوری و در نهایت گفت‌وگو تلویزیونی با سید حسن روحانی رئیس جمهور در دو نوبت.

/ 0 نظر / 33 بازدید